چهارشنبه 28 شهریور ماه سال 1386 ساعت 03:44 AM
سلام .
واسه شروع نمی دونم از کجا باید شروع کنم . شاید یه مقدمه ادبی یا یه تیکه شعر مفید باشه .
خب پس باید گفت :





خب بی خیالش . من چیزی به دهنم نرسید ولی آهان یی لحظه اجازه بدین
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگزرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
حالا بیتر شد . نی
خدا رحمت کنه این مولف کتاب فارسیها رو . خدا خیرش بده .
خب پس فعلا سلام .
رخصت میدید به ما !
اگه میدی پس با اجازه یه مطالبی رو قبل از اولش براتون بگم .
امس وبلاگو واسه این ترمینال گذاشتم چون توی ترمینال آدم با خیلی از چیزای دور و برش آشنا
میشه و خیلی چیزها رو میشناسه . حالا چرا ؟
واسه اینکه ترمینال محل تردده . دوست داری تنها بیا . یا نه با اتوبوس بیا .
ولی اگه بیای اومدی دیگه . چی بگم .
قدمت رو چشم .
امید وارم بهت خوش بگذره .



