سلام به بچه های گل روزگار بی کسی که در این لحظات ناب سر بر با لین نهشته اند و در
دهکده ای به پهنای صفحه مانیتور خرامیده خرامیده در وبلاگستان گذر می کنند .
و کمال تشکر را داریم از شما عالیجنابان که قدم رنجیده نمودید و در این بی بنزینی به این
محفل تشرف فرمودید .

خب هفته ای بود مقدس گذری کرد بر ما .( یاد باد یاد یاران ، یاد باد )
رئیس جمهور محترمه ، مکرمه ، مقتدره ، مسئوله ، مفعوله ، مفعاله ، فعاله ، فعلاتن ( آخی
من موندم کی می خوان فارسی رو پارسی کنن . زدیم تو باب عربی ) هم که در دنیای آزاد و
زیر سایه ی شیطان بزرگ ( به قولی ) به سر می برند . و خوشا به حالش که یک کوکا کولای
اصل نوش جان می کند . 
دنیایی است بس عجیب آقا جون . با این همه ذهن عالم و
ادیب و عقل مترقی ما مانده ایم . البته هم اکنون نشسته ایم ، اما ذهنمان سراپا مانده است
در فکر فرو .
رئیس جمهور این مملکت پا شده ساک به کول انداخته رفته اونور دنیا که
چی بشه ؟ رفته نشته بین ۵۰۰ نفر آدم ( تعدادرو آمار نداشتیم ، همینجوری نوشتیم ) بیکار و
دل خوش این دنیا
خاطره تعریف کردنو خالی بستن و حالی به حولی کردن .
پاشده رفته دانشگاه مملکت خارجه حرف بزنه !!! همچین فارسی رو پاس داشت و انگلیسی رو
باش هم زد که ملت کف کردن .
خب مثه آدم بگو یه دقیقه وقت بدین .
تازه از کیسه خلیفه هم می بخشه . میگه همه پاشین بریم ایران تو دانشگاههای ما صفا کنید .
آزادی اندیشه رو ببینید .( والا تو دانشگاه ما که استادا از بس حرف می زنن همه خوابشون
می بره و کسی حال اظهار اندیشه نداره ، شما رو نمی دونم )
خب عزیز من بیان یه اداره نقلی ملل متحده تو تهرون خودمون بسازن ، کلی درآمد کسب کنن .
به خاطر یه بطری کوکا آدم یه ایلو دعوت کنه بیان اینجا ؟
نمی فهمن دیگه . اونوقت ما ذهن های فرهیخته باید بشینیم در مورد کار آقایو از خودمون تفکر
در کنیم .




آخرش هم به هیچ نتیجه ای نرسیم .
خوش باشید .



