دوشنبه 1 بهمن ماه سال 1386 ساعت 01:28 AM
وقتی عباس روشنی و پاکی را شرمسار خود کرد ؛ شاید زمین خیلی دوست می داشت ،
در نهمین شب از حرکت باز ایستد ، تا شاید فردا نیاید ؛
اما آمد و شمشیرها در چکاچاک تن ها پاره کردند و خونها ریختند .
و در سوگ نشست صحرا وقتی خورشید کم کم به غربزمین شتافت .
وقتی سواران میان خیمه ها می تاختند ؛ سکوتی سهمگین میان ناله ها در دود گم بود .
و کودکی که در میان تن ها دنبال پدر می گشت و حسین (ع) که خونین پر کشیده بود ؛
اما هنوز بی سر سخن می گفت .
یا حسین .... و اکنون هر ساله محرم که می شود ، سیاهپوش می شویم و بر سر و
سینه می زنیم . و اما ، آیا من دریافته ام چرا شهید شدی یا حسین ؟؟
یا حسین ....
می دانم پروانه ات نیستم ای شمع
اما برویان بالهایم را ؛ مرا دریاب ؛
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را
نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بیآبی معرفی کردند.
دکتر علی شریعتی
در نهمین شب از حرکت باز ایستد ، تا شاید فردا نیاید ؛
اما آمد و شمشیرها در چکاچاک تن ها پاره کردند و خونها ریختند .
و در سوگ نشست صحرا وقتی خورشید کم کم به غربزمین شتافت .
وقتی سواران میان خیمه ها می تاختند ؛ سکوتی سهمگین میان ناله ها در دود گم بود .
و کودکی که در میان تن ها دنبال پدر می گشت و حسین (ع) که خونین پر کشیده بود ؛
اما هنوز بی سر سخن می گفت .
یا حسین .... و اکنون هر ساله محرم که می شود ، سیاهپوش می شویم و بر سر و
سینه می زنیم . و اما ، آیا من دریافته ام چرا شهید شدی یا حسین ؟؟
یا حسین ....
می دانم پروانه ات نیستم ای شمع
اما برویان بالهایم را ؛ مرا دریاب ؛
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را
نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بیآبی معرفی کردند.
دکتر علی شریعتی



