<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[ترمینال]]></title>
		<link>http://www.terminal.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[لحظات دارن سپری میشن . تو کجای کاری ؟!]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[دیره ولی من از آب گرفتم]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1387/01/28/post-13/</link>
					<description><![CDATA[سلام بر جمیع دوستان ، آشنایان ، نویسندگان ، شعرا و رفقا .<br><br>اولا سال نو مبارک . هر چند الان ته فروردین هستیم ، ولی توی آبادی ما یه مثلی هست ؛<br>که میگن تا جوها زردن عید ادامه داره .<br>حالا درست بودن یا نبودنش با نیاکان که سنگ بنای مثل رو گذاشتن .<br><br>دوما شرمنده ، که بعد از این همه مدت که غریب میشود بر 1892 ساعت از نوشتن آخرین مطلبم .<br>نمی دونم چه بنویسم ولی فعلا که دارم مینویسم ؛ تا آخرش چی در بیادددددددددد !!<br><br>دلیل نبودنم وجود مشکلات ایاب و ذهاب تا دهکده جهانی بود .<br>من همیشه نمیتونم بلاگ اسکای رو باز کنم !!!! نمی دونم مشکل چیه ؟؟؟؟<br>به همین دلیل بوده که تا به این ساعت از میادین دور بودم .<br>شما پیشکسوتان عزیز منو ببخشید .<br>البته بماند : خط و سرعت پایین اتصال با دیال آپ و رفتن برقو قطعی تلفن و این مسائلها .<br>اینها خودشون چند دفتر جای بحث دارن . <br>ولی خب دیگه ولایت ماست دیگه ، اگه با سالاد بود الان وضع بهتر بود .<br><br>خب جامع کلام عذر خواهی جان فرسای ابتدا بود که  نوشتیم .<br>ببخشید دیگه اسباب پذیرایی هم نداریم چون اندک زمانی بیش نیست ؛<br>که در سال جدید به اینترمینال اومدم . دیگه فرصت نشد چایی دم کنم .<br><br>خب فعلا برای شروع دوباره بسه  البته نوشتن بسه منظورم تبلیغ شامپو نیست .<br>سالی پر از ADSL داشته باشید و موفق تر از دیروز گذران عمر کنید .<br><br>زندگی به کام .<br><br>]]></description>
					<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 01:56:59 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=13</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1387/01/28/post-13/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[در فلک راز نیازم پیچیده]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/11/14/post-12/</link>
					<description><![CDATA[و چه شبهای سحر سوخته من     خسته در بستر بی خوابی <br>درِ بی پاسخ ویرانه ی هر خاطره را کز تو در آن<br>یادگاری به نشان داشته ام ، کوفته ام ؛<br>کس نپرسد ز کوبنده ولیک <br>با صدای تو که می پیچد در خاطر من .<br>" کیست کوبنده در ؟ " <br>هیچ در باز نشد <br>تا خطوط گم و رویایی رخسار تو را<br>باز یابم من یکبار دگر .<br>آه تنها همه جا ، از تک تاریک ، فراموشی کور<br>سوی من داد آواز  ... پاسخی کوته و سرد<br><br>"" مُرد دلبند تو ، مُرد ""<br><br>در فلک راز نیازم پیچیده ؛<br>دریغا ای فلک ، تو که ما را بی پناهی دادی ؟؟؟؟<br>خلوت سوخته ی این شب تاریکم را با شلوغی میازار ،<br>که تمنا ریشه ام را خشکانده .<br><br>و در این دیر زمانی که شفقت خفته است ،<br>شعفی نیست که به درگاه دگر باز خرامیده به راهی شوم و<br>مُلک ساقی یابم از بی خانمانی .<br>]]></description>
					<pubDate>Sun, 3 Feb 2008 02:02:54 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=12</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/11/14/post-12/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[فصه عشق]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/11/03/post-11/</link>
					<description><![CDATA[هر چی میخوام برات بگم قصه دلواپسیه <br>هر چی نثارت بکنم یه آسمون بی کسیه <br>قصه تو ،  قصه من ،  قصه  عاشق بودنه <br>حرفای ما هر کلمه اش از عاشقی سرودنه<br>نمی دونم یادت میاد روزایی که غصه نبود<br>حیف که همیشه این روزا خاطره میشه خیلی زود<br>یادش بخیر زمانی که شعرای من مال تو بود<br>دست من از تو می نوشت ، قلب من از تو می سرود<br>اما دیگه فاصله چیزی برامون نذاشت<br>انگار نمیشه دور بود ، پیش کسی دل جا گذاشت<br>شاید اینم یه قصه بود که قهرماناش ما بودیم<br>ما که بغیر از دل خوش دنبال چیزی تبودیم<br>حالا دیگه تو فال ما نشونه ی عاشقی نیست<br>دیگه نمیشه گفت که عشق چیزی همیشه موندنیست]]></description>
					<pubDate>Wed, 23 Jan 2008 01:31:01 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=11</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/11/03/post-11/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[یا حسین]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/11/01/post-10/</link>
					<description><![CDATA[وقتی عباس روشنی و پاکی را شرمسار خود کرد ؛ شاید زمین خیلی دوست می داشت ، <br>در نهمین شب از حرکت باز ایستد ، تا شاید فردا نیاید ؛<br>اما آمد و شمشیرها در چکاچاک تن ها پاره کردند و خونها ریختند .<br>و در سوگ نشست صحرا وقتی خورشید کم کم به غربزمین شتافت .<br>وقتی سواران میان خیمه ها می تاختند ؛ سکوتی سهمگین میان ناله ها در دود گم بود .<br>و کودکی که در میان تن ها دنبال پدر می گشت و حسین (ع) که خونین پر کشیده بود ؛ <br>اما هنوز بی سر سخن می گفت .<br>یا حسین .... و اکنون هر ساله محرم که می شود ، سیاهپوش می شویم و بر سر و <br>سینه می زنیم . و اما ، آیا من دریافته ام چرا شهید شدی یا حسین ؟؟<br>یا حسین .... <br>می دانم پروانه ات نیستم ای شمع <br>اما برویان بالهایم را ؛ مرا دریاب ؛ <br><br>حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را<br> نشانمان دادند و  بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی کردند.   <br>                                                                                         دکتر علی شریعتی]]></description>
					<pubDate>Mon, 21 Jan 2008 01:28:55 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=10</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/11/01/post-10/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ترمینال]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/10/09/post-9/</link>
					<description><![CDATA[نزدیک سحر ، آسمانی تاریک و کمی آبی هم .<br>اتوبوسی از دور ، از میان پیچ در پیچ جاده نمایان است .<br>اتوبوسی شاید بنز ؛ شاید ولوویی  آبی ، شاید قرمز ، شاید زرد .<br>اتوبوسی شاید مملو از دغدغه ها یا شاید در آرامش . <br>اتوبوسی می آید ؛ ز همین راه ، از مبدأی در همین نزدیکی . <br>اتوبوسی می آید .<br>من از اینجا می نگرم .پشت این شیشه سخت .<br>دور دستها در سیطره ی چشمان من است .<br>دوردست ها که میانش اتوبوسی پیداست .<br>اما نزدیک تر این شیشه سخت تتاریکی بیدار است . <br>که مرا می نگرد ؛ اتوبوسی را که  پیش می آید می نگرد .<br>اتوبوسی می اید . نور چشمانش مرا گاه می نگرند .<br>خیره اند به خطی سپید که میان جاده افتاده .<br>من از اینجا ، پشت این شیشه سخت ، در گوشه این ترمینال به تو می گویم ، مقدمت <br>گرامی باد .<br>تو که با اتوبوسی از میان پیچ در پیچ جاده گذشته ای و  گذرت به مُلک من افتاده .<br>سلام به تو ، دوست گلی که این همه سوخت مصرف کردی و  به این ترمینال درب و داغون <br>سر زدی . بی نهایت سپاسگذارم .<br><br>          شرمنده مدتی بود از میادین دور بودم و  این ترمینال بی دربون مونده بود .<br>متاسفانه من با مرورگر IE قادر به باز کردن قسمت مدریتی وبلاگم نیستم . و الان وبلاگمو<br>از طریق مرورگر Opera باز کردم .خلاصه تاخیر منو ببخشید . و اینکه بهتون سر نزدم ؛<br>                                                                                                                شرمنده ام .<br>                                          به امید روزگاری خوش واسه همتون ؛ فعلا با اجازه .<br>خدا حافظ .]]></description>
					<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 01:55:04 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=9</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/10/09/post-9/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[باهوشم ، پس هستم]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/08/27/post-8/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام به بر و بچه های با مرام و دوستان گلم . خوبین که ؟<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P>امروز توی یکی از مجلات داشتم مطلبی در مورد بهره هوشی افراد می خوندم .</P>
<P>ما ایرانی ها یا بگذارید بهتر بگم : ما آریایی ها ( که البته آلمانی ها رو هم لحاظ کنید ) در سطح</P>
<P>دنیا در جایگاه بالایی ، از لحاظ هوشی قرار داریم . و می تونیم برای مشکلات در کمترین زمان </P>
<P>ممکن راه حلی پیدا کنیم .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/07.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/03.gif">البته اکثریت ما اینچنین هستن !!&nbsp; <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"></P>
<P>خاطره ای از شخصی که امروز یکی از مسولان مخابراته رو می خوندم ، که گفته بود :</P>
<P>زمان جنگ تحمیلی وقتی در دانشگاه بودم ، در یک تیم تحقیقاتی برای ساخت اسلحه کار </P>
<P>می کردم . روزی از وزارت دفاع وقت نامه ای رسید و دستور داده بودن گلوله تانک بسازیم . و</P>
<P>ما گفتیم نمونه بدید تتا بسازیم . ولی وقتی گلوله تانک رو به ما دادن ، ما در این فکر بودیم که</P>
<P>چجوری اینو قطعه قطعه کنیم که همگی باهم شهید نشیم .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/01.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/01.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/01.gif"></P>
<P>ولی الان ما جزء معدود کشورهایی هستیم&nbsp; که قادر به تولید موشک بالستیک هستیم .</P>
<P>اما ما ایرانی ها یه خصلت داریم . اونم اینه که زیاد اهل پول خرج کردن الکی نیستیم .</P>
<P>مطمئنا پیش اومده براتون ، وقتی وسیله ای خراب میشه همیشه تا حد ممکن سعی می کنیم</P>
<P>خودمون ایراد رو برطرف کنیم . درسته ؟؟<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/03.gif"></P>
<P>خب حالا اگه برای &nbsp;چیزی که دریافت می کنید یا استفاده می کنید نخواید پول بپردازید چی ؟؟</P>
<P>شاید بپرسید مثل کی یا مثل چی ؟</P>
<P>مثل هموطنی که در ژاپن برای استفاده از این دستگاهه (که نمی دونم اسمش چیه ) برای </P>
<P>گرفتن نوشابه یا استفاده از تلفن سکه ای به جای سکه از قالب یخ که به اندازه ی سکه </P>
<P>تراشیده شده استفاده کرده .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/17.gif"></P>
<P>و یا اینکه برای همون دستگاه به جای یخ فکر بهتری به فکر یه ایرانی اهل نروژ رسیده !!!<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"></P>
<P>با سوراخ کردن یه سکه و بستن یه نخ به اون میشه بارها نوشابه گرفت و بعد دوباره سکه رو </P>
<P>بالا کشید تا برای دفعه های بعد هم صرفه جویی پولی بشه .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/08.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/17.gif"></P>
<P>این اواخر هم که بانک مرکزی اعلام کرده خارج کردن سکه های ۲۵ تومانی ( دو رنگ سابق )</P>
<P>ممنوعه . واسه اینکه برخی از هموطنان باحال سکه ها رو بجای سکه های &nbsp;۲ یا ۳ یورویی به </P>
<P>ملت اروپایی &nbsp;قالب کردن .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/09.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/11.gif"></P>
<P>خلاصه ما مردم باهوشی هستیم . اگه کسی فکری داره واسه اینکه بتونیم کارت ویزیت </P>
<P>رو بجای&nbsp; کارت سوخت قالب کنیم ، رو کنه ؟؟؟؟؟؟<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/27.gif"></P>
<P>و در آخر افلاطون میگه :</P>
<P>عقل انسان کمال نپذیرد گر آنگاه که خرسند باشد .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/03.gif"></P>
<P>و کلام آخر ، زندگی به کامتون هر جا که هستین .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 18 Nov 2007 02:14:19 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=8</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/08/27/post-8/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ماست من ترش نیست]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/08/10/post-6/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام به دوستان گل.</P>
<P>خوبین انشاء الله . خدارو صدهزار مرتبه به توان n شکر .</P>
<P>دوستان گلم شرمنده اینو عرض میکنم . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/06.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/01.gif">&nbsp; اگه یه وقت نظری براتون گذاشتم تو وبتون </P>
<P>و شما یه موقع از سر اجبار یا رفع وظیفه خواستین بیاین سر بزنین ، بدونین لازم نیست ، که</P>
<P>وقتتون رو تلف کنین . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/02.gif">&nbsp;هیچکس اجباری با کسی دوست نمیشه .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/03.gif"></P>
<P>یه نکته دیگه هم بگم :</P>
<P>گاهی که میام وبلاگتون (البته نه از همه ، از بعضی ها ) و وقتی می خوام نظر یا یه یادگاری</P>
<P>واستون بذارم ، لینک نظراتتون باز نمیشه یا نظر رو ذخیره نمی کنی . تو زمانهای مختلف </P>
<P>امتحان کردم . بعدا گلایه نکنین که سر نمی زنم . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P>شاید مشکل از ماست که بر ماست ، هر چند کسی نمی گه ماست من ترشه ، ولی </P>
<P>همیشه میگن مرغ همسایه غازه .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/27.gif">&nbsp;</P>
<P>حالا نمی دونم اون ماست فروشه منم یا اون همسایه .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/16.gif"></P>
<P>***********************************************************</P>
<P align=justify>شعاع درد مـــــــــرا ضـــــرب در عـــــذاب کنید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مگـــر مساحت رنج مــــرا حساب کنید</P>
<P align=justify>محیط تنگ دلـــــــم را شکسته رســــــم کنید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خطوط منحنی خنده را خــــــراب کنید</P>
<P align=justify>طنین نام مــــــــرا موریانه خــــــواهد خــــــورد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مـــرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید</P>
<P align=justify>دگـــــر به منطق منســــــــوخ مرگ می خندم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مگــر به شیوه دیگر مــــــرا مجاب کنید</P>
<P align=justify>در انجماد سکون ، پیش از آن که سنگ شوم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برای به هُرم نفسهای عشق آب کنید</P>
<P align=justify>مگــــــــــــــــــر سماجـــــت پولادی ســکوت را&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;درون کوره ی فــــریاد خود مــذاب کنید</P>
<P align=justify>بلاغــــت غــــــــم من انتشار خواهــــــد یافـت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اگــر که متن سکوت مـــــــرا کتاب کنید</P>
<P align=justify>&nbsp;</P>
<P align=justify><STRONG><FONT size=3>مساحت رنج .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قیصر امین پور</FONT></STRONG></P>
<P align=justify><STRONG><FONT size=3></FONT></STRONG>&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp;به تمام شعرا و شعردوستان ، درگذشت استاد قیصر&nbsp;امین پور&nbsp; را تسلیت میگم .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/01.gif"></P>
<P align=justify>روزگار به کام .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P align=justify>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Thu, 1 Nov 2007 02:29:28 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=6</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/08/10/post-6/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[گلمراد داره می خنده یا گریه میکنه ؟]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/07/18/post-5/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام به همه بروبچه های بالا شهر و پایین شهر و شهرک بغلی و همسایه های دور و نزدیک .</P>
<P>خوبین که انشاءالله ! خب خدارو شکر .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/07.gif"></P>
<P>کیفتون کوکه . زندیگیتون به کامه یا به تی تابه ؟</P>
<P>&nbsp;عید سعید فطر رو هم به همه تبریک می گم .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif">صد صال به این سالها .</P>
<P>خب چه خبر ؟ آهان دیروز یه خبری خوندم مبنی بر اینکه جناب پرزیدنت بچه مثبت خودمون </P>
<P>به بچه های واشن گتون گفته مذاکره رو بذارین در کوزه آبشو بخورین <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif">&nbsp;خیلی ادعاتون میشه </P>
<P>می فهمین ، بیاین مناظره کنیم ، سر اینکه گلمراد داره میخنده یا گریه میکنه ؟<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/27.gif"></P>
<P>حالا !!! </P>
<P>حالا بچه های واشن گتون اینا موندن چه کنن . بدبختا دستور دادن نفص ماه واره هاشون </P>
<P>هویجوری دور و بر ده این بنده خدا بچرخن بلکه اطلاعاتی از خودشو کاراشو ملوسشو ......</P>
<P>بدست بیارن .(گل مراد رو طول میکنم . نه ببخشید عرض میکنم )</P>
<P>می بینید این پرزیدنت ما چه فکری داره . اونوقت هی بگید این مخش ... (بیخیال )<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/16.gif"></P>
<P>اما خیلی مهمه که در عرصه بین الملل بدونی گلمراد میخنده یا داره گریه میکنه .</P>
<P>سیاستمدارا اینو خوب می دونن .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/34.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/02.gif"></P>
<P>چی بگم والا . بخدا من نمی خوام برم سراغ سیاست . یه وقت فکر نکنین این آلونک سیاسیه،</P>
<P>نه !!! بقیه کشورها یه جشن باحال ، یه سنت باحال ، یه تیم ورزشی باحال .... دارن .</P>
<P>ولی میهن خودمون تنها چیزی که باحالیش زده بالا تصمیمات و کارهای رئیس جمهورشه .</P>
<P align=center><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/07.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/27.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/40.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/14.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/12.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"></P>
<P align=right>آخرش کارشون میشه حکایت خر مش غلام .</P>
<P align=right>یه رو خر مش غلام رم کرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پالونو انداختو بار کم کرد</P>
<P align=right>اوصار ا گردنش سوا کرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ..........................&nbsp;&nbsp;&nbsp;</P>
<P align=right>&nbsp;( بیخیال . رفقایی که همراهشون همراشونه می دونین کیو میگم .)<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/45.gif"></P>
<P align=right>یادش بخیر اون موقع که من پرزیدنت بودم . یه سیاستمدار قابل <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/09.gif">&nbsp;.شما اون موقعها نبودید .</P>
<P align=right>سال ۳۲ بود . هنوز دایناسورا منقرض نشده بودن .</P>
<P align=right>من بودم ، بابا بود و مامان . البت اون موقع تازه اومده بودن رو زمین . با یه گله دایناسور که</P>
<P align=right>می خواستیم بهشون قانون یاد بدیم . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/05.gif"></P>
<P align=right>هر چند آخرش زدیم منقرضشون کردیم . هیچی نمیفهمیدن .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/35.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/28.gif"></P>
<P align=right>بگذیریم&nbsp; بذارین یه نکته آموزشی بهتون بگم .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/20.gif"></P>
<P align=right>دیروز اولین کلاس ترم جدید بود . گوش شیطون کر از در کلاس که رفتم تو دیدم کل کلاس&nbsp;</P>
<P align=right>سیاهی میزنه . ماشاءالله همکلاسیا ( خانوما رو عرض میکنم) کرور کرور دارن اضافه میشن .</P>
<P align=right>۴۱ خانوم ، و با چندتا ضرب و جمع و دوباره ضرب جمعیت آقایون رو به ۹ نفر رسوندیم .</P>
<P align=center><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/08.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/42.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/39.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/06.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/34.gif"></P>
<P align=right>خداوکیلی ایول .&nbsp;نکته آموزشی کجاست ؟؟؟؟؟؟</P>
<P align=right>اینه که خانوما این حس ز گهواره تا گور دانش بجوی رو خوب گرفتن .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"></P>
<P align=right>خوش باشید . جای ما روهم خالی کنید .&nbsp;<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P align=right>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 10 Oct 2007 08:06:22 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=5</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/07/18/post-5/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[کوکا کولای اصل]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/07/05/post-4/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام به بچه های گل روزگار بی کسی که در این لحظات ناب سر بر با لین نهشته اند و در</P>
<P>دهکده ای به پهنای صفحه مانیتور خرامیده خرامیده در وبلاگستان گذر می کنند .</P>
<P>و کمال تشکر را داریم از شما عالیجنابان که قدم رنجیده نمودید و در این بی بنزینی به این </P>
<P>محفل تشرف فرمودید .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/15.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/07.gif"></P>
<P>خب هفته ای بود مقدس گذری کرد بر ما .( یاد باد یاد یاران ، یاد باد )<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P>رئیس جمهور محترمه ، مکرمه ، مقتدره ، مسئوله ، مفعوله ، مفعاله ، فعاله ، فعلاتن &nbsp;( آخی </P>
<P>من موندم کی می خوان فارسی رو پارسی کنن . زدیم تو باب عربی ) هم که در دنیای آزاد و </P>
<P>زیر سایه ی شیطان بزرگ ( به قولی ) به سر می برند . و خوشا به حالش که یک کوکا کولای</P>
<P>&nbsp;اصل نوش جان می کند . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/27.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/24.gif">&nbsp; دنیایی است بس عجیب آقا جون . با این همه ذهن عالم و</P>
<P>ادیب و عقل مترقی ما مانده ایم . البته هم اکنون نشسته ایم ، اما ذهنمان سراپا مانده است </P>
<P>در&nbsp; فکر فرو .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/43.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/06.gif">&nbsp;رئیس جمهور این مملکت پا شده ساک به کول انداخته رفته اونور دنیا که </P>
<P>چی بشه ؟ رفته نشته بین ۵۰۰ نفر آدم ( تعدادرو آمار نداشتیم ، همینجوری نوشتیم ) بیکار و </P>
<P>دل خوش این دنیا &nbsp;<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/28.gif">&nbsp;خاطره تعریف کردنو خالی بستن و حالی به حولی کردن .</P>
<P>پاشده رفته دانشگاه مملکت خارجه حرف بزنه !!! همچین فارسی رو پاس داشت و انگلیسی رو </P>
<P>باش هم زد که ملت کف کردن .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/45.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/08.gif"> خب مثه آدم بگو یه دقیقه وقت بدین .</P>
<P>تازه از کیسه خلیفه هم می بخشه . میگه همه پاشین بریم ایران تو دانشگاههای ما صفا کنید .</P>
<P>آزادی اندیشه رو ببینید .( والا تو دانشگاه ما که استادا از بس حرف می زنن همه خوابشون </P>
<P>می بره و کسی حال اظهار اندیشه نداره ، شما رو نمی دونم )<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/40.gif"></P>
<P>خب عزیز من بیان یه اداره نقلی ملل متحده تو تهرون خودمون بسازن ، کلی درآمد کسب کنن .</P>
<P>به خاطر یه بطری کوکا آدم یه ایلو دعوت کنه بیان اینجا ؟ </P>
<P>نمی فهمن دیگه . اونوقت ما ذهن های فرهیخته باید بشینیم در مورد کار آقایو از خودمون تفکر </P>
<P>در کنیم .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/15.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/09.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/26.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/37.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif">&nbsp;آخرش هم به هیچ نتیجه ای نرسیم .</P>
<P>خوش باشید .</P>]]></description>
					<pubDate>Thu, 27 Sep 2007 01:32:32 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=4</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/07/05/post-4/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سرقت]]></title>
					<link>http://www.terminal.blogsky.com/1386/07/01/post-3/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام به دوستان گل <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif">&nbsp;سلامتین .</P>
<P>جاتون خالی نیم ساعت قبل اینکه بیام برسم به خدمت دهکده ی جهانی داشتم فیلم رایدرز </P>
<P>رو نگاه می کردم . (احیانا هیچکدوم ندیدینش . البته فکر نمی کنم دوبله شده باشه )<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"></P>
<P>قصه در مورد سرقت بود . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/29.gif">چندتا جوون باحال و خوش قیافه تصمیم گرفته بودن در عرض </P>
<P>چند شب پول پارو کنن .البت با روشهای باحال .( از اونا که کلاس داره )</P>
<P>البته با تمرینهای زیاد و پیچیده . که از هر کس یه مرد میسازه . <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/03.gif"></P>
<P>خلاصه دست به سرقت میزدن و گوش شیطون کر موفق هم میشدن .</P>
<P>آخ که چه حالی میده چند شبه پولدار شدن . نه ؟</P>
<P>(البته شایان ذکر است که این نکته را مبذول داریم : که اینها همه فیلمه ، هر چند در ایالات</P>
<P>متحده امریکا سرقت های باکام بیشتر از سرقت های ناکام می باشد )<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"></P>
<P>اما در ایران عزیز دلمان چه می گذرد .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/04.gif"></P>
<P>رجبعلی ( اسم فرضی می باشد ) صبح که از خواب ناز بیدار میشود ، دست در جیب می کند </P>
<P>می بیند یک قران هم ندارد .جوراب مشکی ننه اش را بر سر می کند<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/11.gif"> و یا علی مدد . </P>
<P>به سمت&nbsp; اولین بانکی که در همان نزدیکی ست می رود .</P>
<P>توی راه از یکی از بچه محلاشون یه تفنگ تقه ای هم قرض می گیره و راه میفته میره بانک .</P>
<P>تو بانک هم از راه میره اولین باجه و میگه هر چی پول داری اخ کن بیاد .</P>
<P>بدبخت با کلی عجز و خواهش پول می گیره که میبینه پلیس تشریف فرما شده .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/10.gif"></P>
<P>بنده خدا ترس همچون بر او قالب میشود که نمی فهمد اسلحه تقه ای می باشد و یادش </P>
<P>نبوده فشنگ هایش را از بقال محل بخرد . چند بار شلیک و باقی قضایا .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/16.gif"></P>
<P>آخی دلمون کباب میشه برای این قسمتش . که بیچاره توسط مامورین بازداشت میشه .</P>
<P>حالا مامورا که می برنش +باقی ملت توی بانک که اونو با لگد و <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/18.gif">&nbsp;به بیرون می فرستن +</P>
<P>تفنگه که شکسته و جواب بربچ رو چی می خواد بده + جوراب ننه که توقیف شده + ناکامی در </P>
<P>کام .<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/01.gif"></P>
<P>بدبخت رجبعلی قصه ما . آخه به این هم میشه بگی زندگی ؟</P>
<P>ولی بانک زدن هم عالمی داره ها !!! من الان ییهو تصمیم گرفتم ... <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"></P>
<P>تا بعد رفقا .</P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 23 Sep 2007 01:24:46 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.terminal.blogsky.com/Comments.bs?PostID=3</comments>
          <guid>http://www.terminal.blogsky.com/1386/07/01/post-3/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
